البته معترض بودن و اعتراض کردن کلا کار خوبیه و باعث می شه که جامعه از حالت یکنواختی به پویایی و تحرک برسه ولی اینم درست نیست که انسان به هر مسئله ای معترض باشه و اگر اعتراضی هم می خواد صورت بگیره هر کسی درجایگاه و حیطه کاری خودش اعتراض کنه . ما هم تصمیم گرفتیم تا اعتراض کنیم البته به سبکه خودمون و در حیطه شعر به خاطر همین یه شعر خوب خوندم از دوست عزیزم محسن امیری مقدم گفتم این شعر رو البته با اجازه خودش بذاریم توی وبلاگ تا ببینیم چی پیش می یاد.
گوشای کر شده ٬ از جیغ میکروفون
کیکای نیمه زرد ٬ تو قوطیای تن
سدای پشت سر ٬ تاریخ پشت سد
از چیزی دم نزن ٬ دیوونگی نکن!
زن های بی حجاب ٬ مردای غیرتی
چاراه وحشت و بمبای ساعتی
کشف حجاب ناب ٬ مو هاتو خواهرم
برگ معافیت...؟ آقای محترم ؟
تفتیش خونه ها ٬ سین جین دم به دم
خانم چه نسبتی ...؟ هوی یا بو با توام
از چیزی دم نزن ٬ دست بند می خوری
تو بند وحشت مردای چادری
رو سفره پول نفت ٬ جو سازی رقیب !
جیبای خالی و وام خرید سیب
حرفای سرسری تو گوش میکروفون
کیکای قهوه ای ٬ بنزین با کوپن
فکری که لخته شد ٬ تو هاله های زرد
تا می تونی بخند تا می شه گریه کن !
در خانه عمل می کنم !
در جلسه امتحان می نشینم !
در محکمه تکه های لیوان شکسته را بند می زنم !
تنها مرا بخور !
زیر زبان خودت حلم کن و قورتم بده !
من می دانم با بدبختی ها چه باید کرد !
می دانم چگونه می شود خبر تلخ را تحمل کرد !
بی عدالتی ها را کم رنگ می کنم و می دانم چگونه کم بود خدا را عیان کنم
و کلاه عزای مناسبی به تو ببخشم !
منتظر چه هستی؟
ترحم شیمیایی را باور کن !
هنوز جوانی! آقا! خانوم!
باید سرو سامانی به زندگی بدهی !
چه کسی گفته باید شجاعانه زندگی کرد؟
پرتگاه هایت را با رویا پر می کنم
در خانه عمل می کنم !
در جلسه امتحان می نشینم !
در محکمه تکه های لیوان شکسته را بند می زنم !
تنها مرا بخور !
زیر زبان خودت حلم کن و قورتم بده !
من می دانم با بدبختی ها چه باید کرد !
می دانم چگونه می شود خبر تلخ را تحمل کرد !
بی عدالتی ها را کم رنگ می کنم و می دانم چگونه کم بود خدا را عیان کنم
و کلاه عزای مناسبی به تو ببخشم !
منتظر چه هستی؟
ترحم شیمیایی را باور کن !
هنوز جوانی! آقا! خانوم!
باید سرو سامانی به زندگی بدهی !
چه کسی گفته باید شجاعانه زندگی کرد؟
پرتگاه هایت را با رویا پر می کنم
جذب سرمایه ـ ایجاد انگیزه رقابت برای خدمات بهتر ـ و از همه مهمتر تقسیم عادلانه ثروت و امکانات بین مردم . می بینید تا اینجاش همه چی قشنگه ولی چد تا سوال پیش می آید:
۱ـ بعد از ۲۸ سال به این فکر افتادیم که ثروت و امکانات باید بین مردم عادلانه تقسیم بشه
۲ـ بعد از سالها به این فکر افتادیم که مردم هم سهمی دارن از امکانات این مملکت
۳ـ و از همه مهمتر توی این ۲۸ سال اینقدر در دستگاههای دولتی و انحصاری چپاول ثروت صورت گرفته که الان هم فقط آقازاده ها و از ما بهترون می تونه در خصوصی سازی و اصل ۴۴ سهیم باشن چون امسال ما که سرمایه و پولش رو نداریم شما رو نمی دو نم راستی ما اصلهای دیگه هم داریم تا حالا از اونها حرفی زده نشده چرا....!

راستش حال آدم یه جورایی گرفته میشه وقتی می بینه توی این مملکت سطح شعور در هر زمینه ای
پایینه از شعور موسیقی بگیر تا فیلم و هنر و دبن و زندگی و..... اگه یه توجه به آمار فروش فیلمها بندازی
متوجه عرض بنده می شی. وقتی قبل ازانقلاب موج نو سینما در ایران به راه افتاد . با تلاش و
خط شکنی کیمیایی ـ مهرجویی ـ تقوایی و.... فکر نمی کردیم دوباره به اینجا برسیم . خیلیها می گن
رکورد گیشه آشتی مردم با سینما بود . ولی واقعییت اینه که مخاطب عام سینما دنبال اینه که دو ساعت
بخنده و به هیچ چیز جز این فکر نکنه البته حق داره وقتی از درو دیوار غصه می باره بایدم فقط بخوادبخنده
خیلی وقته یه فیلم خوبه وطنی ندیدیم منتظریم تا سنتوری بیاد منتظریم تا استاد با رئیس بیاد شاید
یه کم حالمون خوب شه!
چاقویی تیزی روحت را خراش دهند آنقدر خراش دهد تا کند شود آنزمان است که تو به آرامش
میرسی.
فکر کردن به تک تک دقایق و لحظاتی که انسان در غفلت سپری کرده دردآور و ناراحت کننده
است ولی دردآورتر از این حادثه اینه که انسان از این گذشته تجربه ای کسب نکرده باشه و
باز اشتباهات گذشته رو تکرار کنه.
