تبليغاتX
دوزخ اما سرد - شیوه مصرف
شعر یادداشت برداشت آزاد دلتنگی های یک جذامی
 من قرص مسکنم !

در خانه عمل می کنم !

در جلسه امتحان می نشینم !

در محکمه تکه های لیوان شکسته را بند می زنم !

تنها مرا بخور !

زیر زبان خودت حلم کن و قورتم بده !

من می دانم با بدبختی ها چه باید کرد !

می دانم چگونه می شود خبر تلخ را تحمل کرد !

بی عدالتی ها را کم رنگ می کنم و می دانم چگونه کم بود خدا را عیان کنم

و کلاه عزای مناسبی به تو ببخشم !

منتظر چه هستی؟

ترحم شیمیایی را باور کن !

هنوز جوانی! آقا! خانوم!

باید سرو سامانی به زندگی بدهی !

چه کسی گفته باید شجاعانه زندگی کرد؟

پرتگاه هایت را با رویا پر می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 13:4  توسط احسان حیدری   |