تبليغاتX
دوزخ اما سرد - در باب معترض بودن
شعر یادداشت برداشت آزاد دلتنگی های یک جذامی
از روزی که پا به درون این محیط مجازی گذاشتم تصمیم بر این بود که در زمینه شعر و شاعری یه جورایی رسالت خودمون رو انجام بدیم ولی تا الان بنا به دلایلی نشد . در این مدت هم اینقدر در وبلاگهای دوستان به موضوعات مختلف پرداخته شده که دیگه جایی برای نظر دادن وجود نداره البته نظر که چه عرض کنم بیشترین چیزی که در این وبلاگها می بینی معترض بودن به زمین و زمانه و نظر دادن در مورد ازدیاد گازهای گلخانه ای و دستگیری عضو رده هزارم گروه سبزها تا معترض بودن به رابطه گودرز شقایق و .....

البته معترض بودن و اعتراض کردن کلا کار خوبیه و باعث می شه که جامعه از حالت یکنواختی به پویایی و تحرک برسه ولی اینم درست نیست که انسان به هر مسئله ای معترض باشه و اگر اعتراضی هم می خواد صورت بگیره هر کسی درجایگاه و حیطه کاری خودش اعتراض کنه . ما هم تصمیم گرفتیم تا اعتراض کنیم البته به سبکه خودمون و در حیطه شعر به خاطر همین یه شعر خوب خوندم از دوست عزیزم محسن امیری مقدم گفتم این شعر رو البته با اجازه خودش بذاریم توی وبلاگ تا ببینیم چی پیش می یاد.

گوشای کر شده ٬ از جیغ میکروفون

کیکای نیمه زرد ٬ تو قوطیای تن

سدای پشت سر ٬ تاریخ پشت سد

از چیزی دم نزن ٬ دیوونگی نکن!

زن های بی حجاب ٬ مردای غیرتی

چاراه وحشت و بمبای ساعتی

کشف حجاب ناب ٬ مو هاتو خواهرم

برگ معافیت...؟ آقای محترم ؟

تفتیش خونه ها ٬ سین جین دم به دم

خانم چه نسبتی ...؟  هوی یا بو با توام

از چیزی دم نزن ٬ دست بند می خوری

تو بند وحشت مردای چادری

رو سفره پول نفت ٬ جو سازی رقیب !

جیبای خالی و وام خرید سیب

حرفای سرسری تو گوش میکروفون

کیکای قهوه ای ٬ بنزین با کوپن

فکری که لخته شد ٬ تو هاله های زرد

تا می تونی بخند تا می شه گریه کن !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 16:27  توسط احسان حیدری   |